تبليغاتX
فلسفه رسانه

فلسفه رسانه

دیروز،امروزو...

تفكر خلاق :

 

نگاهي ديگر به مسابقه خرگوش و لاكپشت:

مفهوم کلی ایده های مختلفی که در مورد داستان خرگوش و لاک پشت داده می شود بدين ترتيب است که : در مسابقه ی دویي که بين اين دو برگزار می شود  آن دو بر اساس توانايی ها و قابليت های خود و حريفشان مسابقه می دهند و يا مي برند و يا مي بازند.من در اينجا براي اين مسابقه چند ايده دارم،ايده هايي كه  اكثرا مربوط به انتخاب موقعيت و شرايطي است كه هر يك از حريفان دارند و  انواع تفكر خلاقي كه مي توانند براي برد و باختشان از آن كمك بگيرند .با هم ببينيم : 

در اولين مسابقه که لاکپشت آن را تعيين می کند به اين گونه است که لاکپشت مسيری را برای مسابقه تعيين می کند که در آن در مسير مسابقه رودخانه ای وجود دارد .بدين ترتيب لاکپشت خود را به درون آب می اندازد ولی خرگوش جرِِِأت اين کار را ندارد و بدين صورت لاکپشت مسابقه را به راحتی تمام می برد .

در دور دوم مسابقات که خرگوش شرايط مسابقه را تعيين می کند برای اين که راه می داند که لاکپشت نمی تواند از جايی که سنگ های بزرگ در آن زياد باشد به راحتی عبور کند يک مسير سنگلاخی را برای مسابقه در نظر می گيرد و به این ترتيب لاکپشت نمی تواند از مسير تعيين شده عبور کند و خرگوش مسابقه را می برد .

در مسابقه سوم که باز هم لاکپشت طراح آن است او يک جنگل را به عنوان مسابقه تعيين می کند و مسافت آن را هم 5 کيلومتر را به عنوان مسير مورد نظر در نظر می گيرد و چون در بيان نامه ی مسابقات اشاره ای به راه هوايی نشده او از يک لک لک برای اين منظور کمک می گيرد و بعد از حرکت خرگوش او به لک لک اشاره می کند و لک لک  او را تا خط پايان می برد  و خرگوش با وجود اين که نمام تلاشش را می کند بازی را می بازد .

در چهارمين مسابقه که خرگوش آن را طراحی می کند او عدم کمک گرفتن از هيچکس و هيچ وسيله ای را به بيانيه ی مسابقه می افزايد و مسابقه را در مسافتی کوتاه و در حدود نيم کيلومتر تعيين می کند و به اين ترتيب به راحتی او اين مسافت کوتاه را با گامهای سريع می پيمايد و مسابقه را می برد .

دور پنجمين مسابقه که توسط لاکپشت طراحی می شود و او مسيری را تعيين می کند که آن مسير مسيری است که در آن گرگهای بسياری موجود است و خرگوش از ترس اين که مبادا توسط اين حيوانات خورده شود از ادامه ی مسابقه انصراف می دهد و در همان حال به فکر انتقام در دور بعدی مسابقات می افتد . بدین ترتيب لاکپشت به راحتی از آن مسير عبور می کند و مسابقه را می برد .

در ششمين مسابقه که خرگوش طراح آن است او اين بار مسير مسابقه را در جايی در نظر می گيرد که در آن چاله های زيادی در مسير تعيين شده وجود دارد چاله هايی که پرش از آنها الزامی است و به اين ترتيب لاکپشت در يکی از اين چاله ها گير می کند و چون عدم کمک از سوی هيچکس در بيانيه ذکر شده است لاکپشت در چاله می ماند و خرگوش در کمال راحتی مسابقه را می برد .

 

در حدود يک متر بر سر راه آنها وجود دارد و بدين ترتيب لاکپشت که توانايی عبور و پرش از مانع را ندارد مسابقه را می بازد . در عوض خرگوش اين کار را به راحتی انجام می دهد و مسابقه را می برد .

دور هفتم مسابقات دو؛ طراحی نقشه و مسر طبق نقشه ی لاکپشت است . او مسابقه را در داخل ک جزيره برگزار می کند که بايد به سمت خشکی آن طرف جزيره حرکت کنند . به اين ترتيب لاکپشت به راحتی از مسير تعيين شده عبور می کند و به شنا می پردازد و مسابقه را می برد ولی خرگوش نمی تواند اين کار را انجام بدهد و از آب عبور کند و در نتيجه از ادامه ی مسابقه انصراف می دهد .

دور هشتم مسابقات دو باز با طراحی خرگوش به اجرا می رسد و او مسير مسابقه را در کوهستان و در مسافتی کوتاه تعيين می کند و به اين ترتيب باز لاکپشت می بازد و خرگوش مسابقه را به راحتی می برد .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 اردیبهشت1390ساعت 22:36  توسط عاطفه زارع ابرقویی  | 

اعتیاد و انواع تفکر

به نام یکتا خالق هستی بخش

 ماچگونه می اندیشیم؟

"اعتیاد یک بیماری روانی،اجتماعی و اقتصادی است که از مصرف غیر طبیعی و غیر مجاز برخی مواد مانند الکل،تریاک،حشیش و ... ناشی می شود و باعث وابستگی روانی یا فیزیولوژیک فرد مبتلا(معتاد) به این مواد می شود و در عملکرد جسمی،روانی و اجتماعی وی تاثیرات نامطلوب بر جای می گذارد."

 تفکر نقطه ای :

روی یک نقطه تاکید می کند و فقط یک بعد از موضوع را در نظر می گیرد.این تفکر خودش را در بسیاری اوقات توجیه می کند و در بسیاری از مردم وجود دارد . به هنوان مثال علت اعتیاد در بین جوانان و اصطلاحا معتاد شدن آن ها را دوستان ناباب می داند.

 تفکر خطی :

در این نوع تفکر دو علت ظهور پیدا می کنند . و افراد در این مورد بر دو علت تاکید می کنند . در واقع در این تفکر می توان دو تصویر را در کنار هم آورد و در کنا هم نشاند . این نوع تفکر می تواند کفی از اندیشه را ایجاد کند.

در اینجا فرد علت اعتیاد را تنها دوستان ناباب نمی داند و معتقد است علتی دیگر همچون رفتار والدین فردی که معتاد نام گرفته است نیز اهمیت دارد.

تفکر سطحی یا چند متغیره :

منظور از تفکر سطحی تفکر کم عمق و بی اهمیت نیست . چرا که توانسته است خطوط را به هم وصل کند و توانسته با در نظر گرفتن چند متغیر ، محیط را بفهمد. ولی با همه ی این اوضاع و احوال به عمق زیادی دست نیافته است و در سطح است.

در رابطه با مثال اعتیاد باید گفت که فرد در این سطح تفکر علتهای بسیاری را در نظر می گیرد.علت هایی چون دوستان ناباب ، رفتار پدر و مادر،سن و سال فرد معتاد،میزان در دسترس بودن مواد مخدر و حتی درآمدفردو علتهایی دیگر.که همهی اینها را در به اعتیاد کشاندن یا نکشاندن فرد مؤثر می داند.

 تفکر چند سطحی یا هندسی :

این تفکر قائل به یک سطح نیست و چند سطح را در نظر می گیرد.تلاشش بر این است که با رویکرد هندسی به فهم برسد.فرد در این تفکر می تواند عمقی کار کند. و این تفکر در سطحی بالاتر از تفکرات قبلی قرار می گیرد .

در رابطه با مثال اعتیاد تفکر چند سطحی زمانی شکل می گیرد که اعتیاد را تنها مربوط به علتهای حال و آنچه که می بینیم ندانیم بلکه به دنبال دلایلی در دوران گذشته ی فرد ، رابطه ی وی با خانواده اش در کودکی تا به سن جوانی رسیدن و ... باشیم و درواقع سطح و لایه های زیرین را فراموش نکنیم.

 تفکر فرامتغیری :

این نوع تفکر نیاز به درک عمیق از مسئله دارد و افرادی دارای این نوع تفکر هستند که می توانند خلاف قدرتهای جاذبه عمل کنند .مثلا تفکر به سمت و سوی یک چیز ،یک جاذبه است که در تفکر فرا متغیری باید خلاف این جاذبه رفتار و حرکت کرد.

*تمام اختراعات بزرگ از تفکر فرامتعیری به دست می آیند*

برای مثال اعتیاد،در تفکر فرامتغیری باید بگوییم که فردمعتاد بعد از ناکامی های بسیاری در رابطه با خانواده اش(مثلا داشتن خانواده های متخاصم،که رابطه ی سردی در آن حکفرماست)،داشتن دوستان ناباب در دوران جوانی و ماقبل آن ،از هم گسیختگی شرایط شغلی فرد ،نداشتن ازدواج موفق،داشتن شخصیتی متزلزل و بسیار تاثیرپذیر و از طرفی کاهش تمام انگیزه ها و هیجانهای ضروری زندگی و مواجه شدنش با مشکلات متعدد زندگی است که به اعتیاد روی می آورد تا بدینوسیله از فشارهای زندگی اش فرار کرده باشد.

در واقع بر اساس تفکر فرامتغیری در رابطه با شخصی که اعتیاد دارد باید بدانیم که هرچند همه ی سمت و سوی فکرها به این سمت است که وی مجرم است و مجازات خاص خود را دارد ولی او مجرم نیست بلکه یک بیمار است که نیازمند بهبودی است و بیش از پیش به همیاری و همکاری اطرافیانش احتیاج دارد تا به سلامتی و تندرستی ماقبل از معتاد شدنش نائل شود.

  منبع :

1-یادداشت های کلاسی دکتر سید سعیدرضاعاملی

۲-ویکیپدیا،دانشنامه آزاد

http://niksalehi.com-3

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اسفند1389ساعت 22:19  توسط عاطفه زارع ابرقویی  | 

ظرفیت ها و موانع تفکر

بنام یکتا خالق هستی بخش

بیاندیشیم. . .

همانطور که می دانیم تفکر از ریشه ی فرک می آید و فرک به معنای ناخن کشیدن تا رسیدن به چشمه است.تفکری که از نوع صحیح باشد و برای آن زمان گذاشته شده باشد به راستی که ظرفیت فراوان دارد و می تواند کن فیکون کند.

اگر جریان اندیشه در همه ابعاد زندگی به شیوه ی احسن به کار گرفته شود می توانددر تک تک آن ابعاد، برجستگی خودش را نشان دهد و غوغایی عظیم به پا کند.مثلا در بعد اقتصاد و یا حتی به صورت جزئی تر در درآمد در زندگی و یا حتی در بعد اجتماعی ، ارتقاء علمی و پیشرفت به لحاظ فرهنگی و ..

در مقابل ظرفیت هایی که تفکر می تواند داشته باشد و در صعود انسان به برترین قله ها به یاری او بشتابد می تواند موانعی نیز داشته باشد.

موانعی که در مورد آنها تا به حال گفته شده است از جمله جهالت،عصبیت نسبت به دانش های پیشین،خودخواهی ها و آرزوها ،نگاه جانبدارانه داشتن و .. می باشد که برخی از این موارد را نیز خود دکتر سید سعید رضا عاملی مطرح کرده اند ولی من در اینجا راغبم که در مورد موانع تفکری صحبت کنم که بیشتر بیرون از شخص هستند و مستقل از شخص مانع تفکر وی هستند و نه اینکه فرد بر اساس عصبیتی که داردویا جهالتی که دارد و یا نگاه جانبداری که دارد و یا..تفکر نداشته باشد . (البته منظور از تفکر در این مباحث، تفکرصحیح می باشد.)

آنچه حکایت از نگاه جدید من به این قضیئه دارد این است که . . .

تفکر با انسان معنا پیدا می کند و انسان موجودی است که تنها نیست ، محیطی دارد ، شرایطی دارد و در بستری است که از لحظه ی تولد تا به مرگ به آنها زندگی می کند.

اولین محیطی که فرد با آن آشنا می شود خانواده است . انسانها در خانواده های متفاوتی پا به عرصه ی وجود می گذارند.خانواده هایی که به لحاظ اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی و .. تفاوت های بسیاری دارند و هرکدام برای خود دنیایی هستند.

آنکه در خانواده ای زندگی می کند که سواد معنای واقعی را دارد ، درآمد متناسب است و به لحاظ فرهنگی و اجتماعی شرایط برجسته تری دارد مطمئنا بستر اندیشه و تفکر در آن مناسب تر است نسبت به فرزند خانواده ای که شرایط اقتصادی مناسبی ندارد و به لحاظ اجتماعی و فرهنگی در فقر است.البته نباید نادیده گرفت که گاهادیده میشود که فرد با شرایط عالی بازهم تفکری صحیح ندارد و اینجاست که عوامل مرتبط با خود شخص مطرح می شود . ولی در اینجا بحث من بیشتر پیرامون عوامل بیرونی است.

محیط آموزشی ،محیط دیگری است که فرد در زنگی با آن سروکار دارد . محیط آموزشی ای با مربیان مجرب و دلسوز را با محیط آموزشی ای که در آن هدف بیشترکسب منفعت اقتصادی و داشتن شغلی است که به لحاظ اجتماعی آبرومند باشد ونه اینکه به دنبال اهداف والای آموزشی باشند با هم مقایسه کنید؛مطمئنا شرایط محیط اموزشی اول برای تفکر ، محیطی بس مناسب تر است .

باید بدانیم که ...

تمام این شرایط و ابعاد هر کدام دارای جزئیاتی هستند که برای هر کدام می توان در حد یک پایان نامه حرف زد .

می توان حتی از بالا و پایین نشینی در شهر ها و حتی روستایی و شهری بودن سخن به میان اورد،کار علمی کرد ،آمار و ارقام به دست آورد و به جای اینکه فرد را مطالعه کرد و دید که چه عاملی در وی نمی گذارد که عمل تفکر رخ بدهد . می توان مطالعه کرد که چه پس زمینه و محیطی مانع تفکر است .

جمع دوستان نیز در این رابطه نقش حائز اهمیتی دارد .جمعی که همه ما اوقات بسیاری را با آنها می گذرانیم.جمعی که تأثیر فراوانی نیز بر افراد حاضر در آن دارد.این جمع چه ویژگی هایی دارد ؟

آیا ما را سوق می دهد که با هر دانش پیشین ، باهر جانبداری ذهنی و..که داریم چنددقیقه ای را خوب تفکر کنیم ؟

 و یا ما را سوق می دهد که هرچند در وجودمان ریشه ی تفکری ناب هست آن را بخشکانیم؟

و حتی به آن فکر نکنیم که آن چه بود که در پسا ذهنمان سوسو می زد..

اجتماع و جامعه ای که در ان زندگی می کنیم نیز از جمله محیطی است که می تواند بارور کند و یا برای همیشه ما را به ورطه ی جهل بکشاند.

جامعه ای که فعال است و فعال می کند همیشه غوطه ور در اندیشه های شهروندانش است و رشد و پیشرفت خودش را نیز از این طریق باعث می شود .

جامعه ای که منفعل است و ذهن افراد جامعه را به تنبلی می کشاند باید بداند که افراد جامعه اش اندیشه ای نخواهند داشت چه برسد به اینکه اندیشه ای در جهت رشد جامعه اشان داشته باشند.

در جامعه انواع پست و مقام ها از بالا تا پایین وجود دارند و هرکسی به نحوی درتعالی و یا تضییع تفکر سهیم اند.از هیئت دولت در رأس یک جامعه گرفته تا کارمندجزئی ای که مثلا در یک رسانه کار می کند و یا در بیمارستانی در حال خدمت رسانی است و یا و ..

باید بدانیم که . .

 فرد در بستر است که رشد می کند،فکر می کند و وجودش مفید خواهد بود.از این رو بود که ما در اینجا به جای پرداختن به موانع فردی تفکر بیشتر به آنچه بیرون از فرد بود پرداختیم.

در پایان باید بگویم که به اعتقاد من:

فکر آباد در گرو زمینه و محیطی آباد است.

البته ناگفته نماند که خلاقیت های فکری وتلاشهای فردی نیز دارای اهمیت اند و فرد پس از داشتن محیطی مناسب باید عزمی جزم نیز داشته باشند تا به مرحله ی تفکر واقعی یعنی همان عمل فرک برسد.

به امید آنکه همه تلاش کنیم محیطی آباد ، عزمی راسخ و تفکر بنیادین داشته باشیم.

انشاءالله

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 اسفند1389ساعت 23:4  توسط عاطفه زارع ابرقویی  |